تبليغاتX


مرکز اطلاع رسانی مازندران شناسی
 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت


گشایش وبلاگ ساری شناسی و مازندران شناسی

سلام خدمت هم شهری های عزیز ساروی و هم استانی های گرامی مازندرانی 

به لطف و یاری خداوند بزرگ پایگاه اطلاع رسانی این پژوهشکده نیز در اینترنت با نام پژوهشکده ساری شناسی راه اندازی شده است .

این وبلاگ به معرفی پژوهشکده ساری شناسی و امور مربوط به آن خواهد پرداخت و در آینده ای نزدیک محلی برای ارتباط بیشتر شما با ما خواهد بود .

مشخصات کلی وبلاگ به شرح زیر است :

تاریخ گشایش وبلاگ پژوهشکده ساری شناسی : 06 مرداد 1389

 پژوهشکده ساری شناسی :  حسین اسلامی ساروی

تلفن دفتر پژوهشکده :۲۲۰۳۳۳۶ و ۰۹۱۱۱۵۲۱۳۵۶ و ۰۹۱۱۲۵۶۶۸۵۱

نشانی : ساري ،‌ خيابان قارن ، خيابان شهيد چيتگر ( تکیه حاجی آباد )

ایمیل پژوهشکده:hosein.eslami.saravy@gmail.com 

این وبلاگ به انتشار اطلاعات و اخبار مربوط به آن می پردازد .


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در شنبه نهم مرداد 1389 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت


آخ ! که چه رای ها از ساروی ها گرفتند!

altهنوز جشن تخلیه پادگان ساری نگرفته به عزای این مولود نشستیم حالا استدعا داریم پادگان در همین مکان بماند این پادگان بهمین شکل باشد به نفع مردم است ما که شایسته ی داشتن فضای سبز نیستیم پس اجازه بدهید نسلهای بعدی بیایند و تصمیم بگیرند

 خط سوم به دنبال اعتراض اقا میری عضو شورای اسلامی شهر ساری نسبت به توافق ۴۰%پادگان برای شهر و۶۰%برای پادگان دکتر حسین اسلامی پژوهشگر ومحقق ساروی ومسئول پزوهشکده ساری شناسی دومین متن اعتراضی خود را منتشر کرد که یک نسخه از ان در اختیار خط سوم قرار گرفت.رئیس واعضا محترم شورای اسلامی شهر ساری  باسلام  پیرو نامه شماره ۲۶۸ مورخه ۲۱/۴/۹۰  از طلا گشتن پشیمان گشته ایم       مرحمت فرموده مارا مس کنید!!!روز گاری داشتیم که چشم در چشم خواب الوده مردم ساری ومسئو لین بی مسئولیت شهر ،کهنه باغشاه ساری را کوفت کردند ،سند گرفتند فروختند(سرتا سرخیابان خیام ساری )روزگاری بود که مردم متهم به داشتن هستی بودند(مرده متحرک بودند)وبا بی شرمی سبزه میدان شهر را مثل جگر ذلیخا پاره پاره کردند.یک میدان وسیع در وسط شهر،شاه خور ، شد.روزگاری بود که مردم ،زنده مانی داشتند،خودشان هم می دانستند که زندگانی ندارند،امدند پنجشنبه بازار ساری را در قلب شهر که یک میدان وسیع بود خوردند وبردند !!!!نامش را میدان وبازار دولت گذاشتند!!!!روز گاری رسید که تمام اب انبارها را هم یا خراب کردند ویا دکان ساختند .که از دکانها اجاره بگیرند. این هم خود دکانی بود!!شب سمور گذشت ولب تنور گذشتبعد ها روزگاری شد که نسل من انقلاب کرد ،وبعد از یک خواب سنگین بیدار شدیم ،خیلی هم سرو صدا کردیم ،خواب خیلی سنگین بود ،بیداری هم ناگهانی لذا،سر وصداداشت،گفتیم که دیگر نمی گذاریم خوابمان کنند ،این بار خودی ها ،از جنس خودمان امدند.آخ که چه رای ها از ساروی ها گرفنتد!که سر باز خانه را ازاد کنند!!،پارک شهر بشود ،شهررها شده ی ساری که روزگار آقا محمد خان قاجار پایتخت ایران بودحالا داشتیم خوشحال میشدیم که پادگان ساری به بیرون از شهر میرود و ساری با داشتن پارک چند هکتاری در وسط شهر یک آبروئی پیدا میکند مجلسیان رای گرفتند و رفتند و رفتند ، و خلاصه ، روزگاری شد که این بذر چند ده ساله ظاهرا دارد میوه می دهد و گفته اند که پادگان ساری به بیرون شهر می رود و باز شنیده شد که هنوز نرفته !! مجوز هزاران متر ساخت وساز گرفتند و کام ما از این میوه ی تلخ ، زهرآگین شد !! هنوز جشن تخلیه پادگان ساری نگرفته به عزای این مولود نشستیم حالا استدعا داریم پادگان در همین مکان بماند این پادگان بهمین شکل باشد به نفع مردم است ما که شایسته ی داشتن فضای سبز نیستیم پس اجازه بدهید نسلهای بعدی بیایند و تصمیم بگیرندما که توانائی آباد کردن نداریم حداقل خراب نکنیم به خدا قسم نسلهای بعدی همه بچه های ما و شما هستند دشمن نیستند بیگانه نیستند ایرانی هستند آنها هم حق دارند این مملکت و  این آب و خاک به آنها تعلق دارد نسل ما این حق را ندارد که اینهمه نسبت به آیندگان بی مهری کند این خانه را ویران نکنیم شما اگر می توانید مصوبه ای داشته باشید که ۱۰۰% پادگان ، فضای سبز باشد ، اجر روز آجر روی آجر در این مکان گذاشتن ممنوع شود ، اگر نمی توانید لطف کنید از ارتش خواهش کنید همچنان در وسط شهر در قلب شهر تشریف داشته باشد ، جا به این خوبی !!!

با احترام

حسین اسلامی ساروی


برچسب‌ها: آخ, که چه رای ها از ساروی ها گرفتند


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در دوشنبه سوم بهمن 1390 ساعت 18:42 موضوع | لینک ثابت


نامه ی حسین اسلامی به عضو شورای شهر ساری (علی بهروش)

برادر گرامی جناب حاج علی آقا بهروش

نماینده مردم محترم ساری در شورای شهر ساری

 با سلام

 برای اینکه آیندگان بدانند و در تاریخ شهر ما بماند این نامه را خدمت شما تقدیم می کنم ،

سرباز خانه ساری را هم بعد از آنهمه بازی سیاسی و کلاه گذاشتن سر مردم که اگر رای بدهید ما پادگان را آزاد می کنیم ،حالا با وجود شخص شما در شورای اسلامی شهر ساری آنرا به تاراج دادند،مجوز شصت هزار متر مربع ساخت و ساز به ارتش دادند ، این کار یعنی خفه کردن شهر و مردم شهر ، این یک ننگ ابدی برای همه ما شهروندان ساروی هم هست ،

آقای بهروش ، من کفن پوش جلوی بولدزر تخریب خواهم ایستاد ، شما را هم کفن پوش بدانجا خواهم برد ، اینکه ارگانی یا نهادی بتواند در پادگان ساری ساخت و ساز تجاری کند یک خیال باطل است. آقای بهروش –ساری شناسی را فراموش کردید ،حالامراقبت بفرمائید که سرباز خانه را به سر نوشت سبزه میدان دچار نکنند .

آقای بهروش یا پادگان ساری را خریداری کنید یا شرافتمندانه همه اعضاء شورای شهر جایشان را به کسانی بدهند که شاید بتوانند از شهر دفاع کنند.این دوره از شورای شهرچه پاسخی در برابر تاریخ دارند که اینگونه با بی تفاوتی عذاب آور پادگان ساری را به تاراج دادند ؟

 حسین اسلامی ساروی


برچسب‌ها: نامه ی حسین اسلامی به عضو شورای شهر ساری, علی بهروش


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 19:54 موضوع | لینک ثابت


نامه ی حسین اسلامی به مهندس طاهائی استاندار مازندران

(ساری تنها مرکز استان بدون موزه کشوراست)

جناب آقای مهندس طاهائی

استاندارمحترم وباوقارمازندران

سلام

شرمنده ام که اینهمه نامه خدمت شما تقدیم می کنم،سپاسگزارم که با صبوری وبزرگوارانه مرا تحمل

می کنید،

لذا این شرفی که جایگاه استانداری به وجود شما پیداکرد مرا وا می دارد که مشکلاتی را که به فکر من

می رسدو جنبه ی عمومی دارد به عرض برسانم.

اما بعد،

چون مثل روز برایم روشن است که مصوبه ی کمسیون ماده 5 درمورد واگذاری شصت هزار مترمربع ازپادگان ساری به ارتش  جهت ساخت وساز تجاری ،و... و...

اصلا قابل اجرا نیست وقطعا درهمان اولین ساعت شروع کار گرفتاری پدید خواهد آمد.

لذا پیشنهاد می کنم

زمین سهم ارتش با ترتیب زیرفقط برای ساختن موزه بزرگ شمال کشور خریداری شود.

 

یک چهارم قیمت زمین را میراث فرهنگی پرداخت کند

یک چهارم قیمت زمین را استانداری تقبل کند

یک چهارم قیمت زمین را شهرداری بدهد

یک چهارم قیمت زمین را ارتش به مردم ساری هدیه کند

تا انشاءا... این گرفتاری ختم به خیر وشادی شود

وصدالبته من وشهروندان ساروی هم به آرزوی چند ده ساله خود برسیم.

اگراین طرح را می پسندید و قابل اجراء است، قلم پر برکت را لختی برذیل این تقاضا به نشاط آورید.

 

 

 

                                       بااحترام :حسین اسلامی ساروی

                                     
برچسب‌ها: نامه ی حسین اسلامی به مهندس طاهائی استاندار مازندر


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 19:42 موضوع | لینک ثابت


مازندران یا تهراندران

alt  خط سوم:مازندران در شکل گیری تمدن ایران اولین است چرا که اولین بار قوم  آریائیان ناحیه خزر وارد مازندران شده و در این خطه ساکن شده اندو سواد     و  آموزش را اولین بار در این گوشه از ایران آغاز کرده اند که با توسعه آن    تمدن بزرگ ایرانی در دنیای آن روز شکل می گیرد و همچنان ادامه دارد.

  اما همین استان با آن قدمت ارزشمند،امروز از اصالت خویش دور و دورتر میشود .

شاید همه مازندرانی ها به ویژه  شهر های ساحلی و روستائیان دامنه جنگل مخصوصا در بخش غربی مازندران ،شاهد حضور بی رویه و انبوه تهرانی ها در این مناطق و خرید زمین و ویلا باشند که حتی در بعضی مناطق تهرانی های خوش نشین چند برابر ساکنان اصلی آن محل ،امکانات و جمعیت دارند،البته نه در طول سال بلکه در ایام خوش آب و هوا نظیر بهار و تابستان این جمعیت از همان امکانات محدود مردم اصیل و ساکن آن مناطق استفاده می کنند بدون آنکه سهمی بیشتر از آن مردم در عمران و آبادانی و تامین زیر ساختها بپردازند و به لحاظ تفاوت قدرت اقتصادی چه بسا عامل مهم در گرانی خیلی اقلام زندگی در این بازار آشفته خواهند بود که در نهایت دود آن به چشم مردم بومی این استان می رود.

تفاوت فرهنگ ها و آداب و همجواری این فرهنگ ها چیز بدی نیست ،چون در واقع مثل اجزای یک پازل هستند که یک کشور و بلکه جهان را شکل می دهند و شاید یکی از بهترین اجزای زیبائی ها وآثار تمدن بشر باشد ،ولی استان مازندران از این لحاظ بسیار مخدوش شده استنگارنده در هفته آخر شهریور امسال سفری به استان گیلان داشته است .به نظر می رسد که استان گیلان با آنکه به لحاظ فاصله زمانی از طریق تهران قزوین، رشت با تهران ،کرج و چالوس و یا جاده هراز و یا فیروز کوه زیاد تفاوتی ندارد ولی استان گیلان آنقدر مورد هجوم و استقبال تهرانی ها نیست فکر می کنم وابستگی بیشتر مردم گیلان به آداب و رسوم و اصالت و میراث گذشته خود و پیوستگی و پراکندگی این فرهنگ در شهر و روستا امکان نفوذ سایر فرهنگ ها را محدود می کند که از این حیث باید آنان را تحسین کرد.

مصداق این مطلب تعداد دفاتر املاک موجود در مسیر گیلان مازندران است در مسیر های بین شهری استان گیلان شما تقریبا دفاتر املاک نمی بینید ولی وقتی از طرف غرب وارد استان مازندران میشوید در مسیر بین شهری هر آن اگر اراده نمائید و سرتان را به چپ یا راست بگردانید حتما یک دفتر املاک را مشاهده میکنید که زمین های محدود مازندران و بلکه فرهنگ و تمدن مازندران را به حراج و تاراج می گذارند که البته آنان مقصر نیستند بلکه در این بازار پر سودا و کمبود شغل به این شغل روی آورده اند و مشاغلی نظیر اجاره ویلا و کرایه اسب و بلال فروشی و سرایداری و ... اگر مسئولین استان برای این روند ناصواب تدبیری نکنند در آینده نه چندان دور هم زمین های کشاورزی مازندران نابود میشود و هم عرصه های جنگلی و ملی مورد تجاوز بیشتر قرار می گیرد و از همه مهم تر و بدتر فر هنگ و اصالت مازندران مخدوش و تخریب می گرددآن وقت مازندران به یک کرج دوم و یا پاکدشت دیگری تبدیل خواهد شدکه به علت بهم ریختگی جمعیتی امکان بزه اجتماعی و فرهنگی در آن قوﱠت می گیرد اگر چه این تبادل جمعیتی در همه استان های همجوار تا حدودی طبیعی و عادی است اما این هجوم در این استان نشان از بی خبری و بی توجهی دارد که فردا اگر علاج نشود و فرداها خیلی دیر است .اگر مسئولین امر چه اجرائی و چه شورای استان که اتفاقا راهکارهای قانونی هم در اختیار دارند مقرر نمایند که هر کس خوش نشینی در مازندران را می خواهد باید هزینه مازندران نشینی خود را بپردازد عامل مهمی در کنترل این هجوم خواهد بود.

اگر در این خصوص تعلل گردد استان مازندران در قیاس با دو استان همسایه شمالی خود یعنی گیلان و گلستان بسیار ضربه پذیرتر و شاید در قیاس کشوری هم در از دست دادن فرهنگ و اصالت خویش اولین باشد./مسعود فرجاد


برچسب‌ها: مازندران یا تهراندران


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت


رنجنامه حسین اسلامی به استاندار

كد خبر : ۴۱۹۹
دكتر حسين اسلامي، محقق و كارشناس امور تاريخي و فرهنگي استان در نامه اي خطاب به استاندار مازندران، دغدغه هاي فرهنگي خود درمورد مركز استان را مطرح كرد
رنجنامه يك كارشناس فرهنگي به استاندار
 رنجنامه يك كارشناس فرهنگي به استاندار

به گزارش روابط عمومي استانداري، دكتر حسين اسلامي، محقق و كارشناس امور تاريخي و فرهنگي استان در نامه اي خطاب به استاندار مازندران، دغدغه هاي فرهنگي خود درمورد مركز استان را مطرح كرد.
متن كامل نامه مدير مركز ساري شناسي به سيد علي اكبر طاهايي به شرح زير است:

جناب آقاي مهندس طاهايي استاندار محترم مازندران
باسلام
بدون تعارف- اين نامه فرياد دادخواهي من است از بي كسي مازندران ، از مظلوميت مازندران ، ازبيچارگي خودم كه چرا زنده ام كه هم كاري از من ساخته نيست و هم توان ديدن اين همه ظلم و بي معرفتي را نسبت به مازندران ندارم.
آقاي استاندار:
اينكه فرياد مي زنم، صدها بار در همه جا گفتم و مي گويم كه ساري تنها مركز استان بدون موزه كشور است.
اين پيام براي دستگاه ميراث فرهنگي استان يعني اينكه، از عرق شرم بايد تب كنند، ولي اصلاً انگار نه انگار. حالا كه دوتا اطاق شهرداري ساري را گرفته، تابلو نصب كرد كه اي آقاي شهردار ، تشكر، تشكر ، كه اين ساختمان را دادي تا ما موزه دائر كنيم . مثل موزه خانه كلبادي است كه با چهارتا شانه و شال گردن و جوراب پشمي ، سر خودشان كلاه گذاشتند كه در ساري موزه داريم ، تازه در تلويزيون جايزه مي دهند كه مردم بگويند در مازندران شش تا موزه داريم يا هشت تا؟
ساختمان شهرداري سابق بابل موزه است؟
خانه كلبادي ساري موزه است؟
ساختمان شهرداري ساري موزه است؟
دنيا را نديدند؟ نخواندند؟ نشنيدند؟ اما در همين ايران خودمان در ديگر شهرهاي استان هاي حتي همسايه كه ديدند چه خبر است؟!
آقاي استاندار: لطف كنيد فقط يك بار به عنوان يك ايراني ، به گورستان اسپه چا كه به غلط مي گويند سفيد چاه در هزارجريب پشت گلوگاه و به پنج تن در هزار جريب بعد از سيوچلما و منطقه برما و ارم و زارم تشريف ببريد.
هر قطعه سنگ گور در گورستان هاي اين جايها ، از نظر مذهبي ، تاريخي ، فرهنگي ، اجتماعي ، باستان شناسي ارزشمند است ، اين منطقه خود يك گنجينه ي تاريخ است.
آقاي استاندار:
اين گورستان اسپه چا ( سفيد چاه) كه سنگ قبرهاي چند صد ساله آنرا به جاي سنگ رودخانه در بتن ريزي از آن استفاده مي كنند ، هر كدام از آنها جايشان در موزه و در ويترين است.
آقاي استاندار: اين آثار مهم و كهنسال گنجينه ي فرهنگ و باورهاي يك ملت است، چرا اينگونه با بي رحمي دارند نابود مي كنند. هر سنگي از اين گورها يك كتابخانه است. من در گورستان پنج تن در روستاي اِرِم كه ارم يكي از شهرهاي تاريخي و فرهنگي جهان تشيع بود سنگ هاي با عمر هفتصد سال و بيشتر ديدم، من در آنجا از طرف خودم و به نمايندگي شما و همه ي مردان و زنان با غيرت مازندران گريه كردم. اگر بداني كه چه بر سر آنها مي آيد!!!
گريند بر آن ديده كانجا نشود گريان.
آقاي استاندار: چه كسي مسوول تيشه به ريشه زدن فرهنگ ما مي باشد؟
من به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خويش را؟
شما به بندپي تشريف برديد؟
شما اين بي فرهنگي و بي معرفتي و اين ظلم به زبان مازندراني را چه مي بينيد؟ در كجاي دنياي متمدن و غير متمدن مردم با خودشان اينهمه ظلم مي كنند ، مگر اسم را ترجمه مي كنند؟
در مازندران اين ظلم و بي فرهنگي مي شود.
مثلاً
گَتو شد گتاب
اومال شد آبمال
وِلاشكلا شد ولشكلا
پَهنو – پهناب
اِندون سَر – آبندان سر
تَلي باغ – تلوباغ
سِجرو – سجاد رود
زوم كِلا- داماد كلا
تَلوك – تلاوك
اِستَلِ سر – استخر سر
مَرگو – مرگاو
اِسفِندين – اسفندان
سَپِل ميون – صفر ميان
و صدها نمونه ي ديگر ، خودش يك كتاب مي شود.
آقاي استاندار:
خبر داريد يا نه كه در پادگان ساري بعد از تخليه ، دهها هزار متر مربع ساخت و ساز مي خواهند بكنند؟
مي گويند در سي تا چهل درصد اين فضا ساخت و ساز مي شود.
در سبزه ميدان ساري هم با همين شيوه شروع كردند حالا مي بينيد كه چه شد؟؟
آقاي استاندار: من اگر جاي شما بودم، استانداري را زير چادر و خيمه ها برپا مي كردم و اين ساختمان را تخليه مي كردم كه موزه ملي مازندران شود، زمين كتابخانه مركزي ساري هم كه چراگاه گوسفندان شده.
آقاي استاندار: من اگر جاي شما بودم در محدوده ي خيابان انقلاب ، تمام ادارات دولتي را هم با خود زير آن خيمه ها مي بردم تا مردم يك نفسي تازه كنند، ترافيك شهر يك نفسي بكشد.
و اگر استاندار بودم ، استاندار امروز مازندران بودم، حتماً براي مازندران اداره ميراث فرهنگي هم برپا مي كردم تا اينهمه خون به دل اسلامي ها نرود.
آقاي استاندار:
يك سري هم به چشمه ي آب معدني سورت روبروي تلمادره در جاده ساري به كياسر، سمنان بزنيد، آخ كه چه جايي است براي گريه كردن !!
گرچه انبار روي هم ريخته شده ي هزارها قطعه اشياء تاريخي زيرخاكي با عمر هزاران ساله در پستوي خانه كلبادي براي يك شكم سير گريه كردن، هم نزديك تر است و هم سوزناك تر!!!
آقاي استاندار:
بعضي وقتها فكر مي كنم كه مردن چه لذت بخش است، و من براي مردن گدائي مي كنم، باور كنيد اينهمه داغ ننگ را نمي توانم، تحمل كنم، چكار كنم؟
با احترام - حسين اسلامي

گفتني ست استاندار مازندران در پي نوشت اين نامه چند دستور صادر نموده كه اهم آن به شرح زير است:

بسمه تعالي
معاون محترم عمراني جناب مهندس هاشمي
سريعاً در كارگروه ميراث فرهنگي استان رنجنامه جناب آقاي اسلامي محقق دردمند و متعهد مازندران و مدير محترم مركز ساري شناسي با حضور ايشان و كارشناسان و صاحب نظران مطرح، راهكارهاي پيشنهادي و تدابير متخذه را جمع بندي و در جلسه آتي شوراي معاونين استانداري ارائه فرماييد تا تصميم مناسب اتخاذ گردد.

مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، جناب حجت الاسلام ابراهيمي
جهت طرح موضوع در شوراي فرهنگ عمومي استان

مديركل محترم اوقاف و امور خيريه استان، جناب حجت الاسلام سهرابي
براي نظارت بر گورستان هاي تاريخي سفيدچاه و ارم در منطقه هزارجريب نكا


برچسب‌ها: رنجنامه حسین اسلامی به استاندار


 

نوشته شده توسط ADMINISTRATOR در جمعه سی ام دی 1390 ساعت 16:4 موضوع | لینک ثابت